عکس های نوستالژیک از فوتبال گیلان

تیم استقلال رشت

تیم سپیدرود رشت

گفتگو با برادران قوی پنجه پیشکسوتان استقلال رشت

گفتگوی وارش اسپرت با برادران قوی پنجه پیشکسوتان استقلال رشت

گفتگوی وارش اسپرت با برادران قوی پنجه پیشکسوتان استقلال رشت

 

 

در ادامه مصاحبه با پیشکسوتان فوتبال رشت این بار به سراغ برادران قوی پنجه رفتیم و گفتگویی دوستانه را با هر دوی آنها داشتیم که در قالب یک مصاحبه و در این مطلب خواهید خواند.

فریبرز قوی پنجه برادر بزرگتر و متولد 1342 است و فرامرز سه سال کوچکتر و متولد 1345. نکته جالب اینکه هر دوی آنها تقریبا در یک زمان به استقلال رشت پیوستند و در یک زمان نیز از این تیم جدا شدند!

 

vareh-sport.com: در ابتدا خودتان را بیشتر معرفی کنید و بگویید که از کجا فوتبال را آغاز کردید؟

فریبرز: فوتبالم را از تیم نصر آستانه آغاز کردم که پس از مدتی به برق تغییرنام پیدا کرد. با همان تیم بود که وارد مسابقات استانی شدیم . پس از آن به همراه فرامرز به استقلال رشت پیوستیم. با آن تیم که در لیگ استان حضور داشت قهرمان شدیم و در مسابقات زیرگروه نیز توانستیم اولین سهمیه فوتبال رشت در رقابت های کشوری را پس از 20 سال بدست بیاوریم.

 

 

فرامرز: من در نوجوانان سپیدرود عضویت داشتم و اگر اشتباه نکنم سال 64 یا 65 و در زمانی که آقا مجید جهانپور سرمربی بودند ابتدا من به استقلال رشت آمدم و پس از مدتی کوتاه در همان سال فریبرز هم آمد. هر دوی ما 6-7 سال را در استقلال رشت بودیم و پس از آن فریبرز به سپیدرود رفت و من هم دو سالی را در ملوان بودم. آخر فوتبالمان را هم در صنعت چای لاهیجان گذراندیم و توانستیم این تیم را چهارم گیلان کنیم.

 

 

vareh-sport.com: از منتخب گیلان بگویید...

فریبرز: آن دوره ما 5 بازیکن ثابت ملی پوش داشتیم. بازیکنانی مثل امیر افتخاری، حمید منصوری، زنده یاد قایقران، سید علی محمدی وممی احمدزاده و امید هرندی و... به تیم ملی دعوت می شدند که من از استقلال رشت انتخاب شده بودم.

سرمربیان آن دوره منتخب گیلان هم آقایان مجید جهانپور و غفورجهانی بودند. لازم است که اینجا یک پرانتز باز کنم و این را حتما بنویسید که من هر چه دارم اول از خدا و بعد ازآن آقای مجید جهانپور است. اگر امروز مدرسه فوتبالی دارم و بازیکنانی ملی پوش و بزرگ معرفی کرده ام به خاطر ایشان است. آن انضباط، دیسیپلین، رعایت بزرگتری و کوچکتری و بحث های فنی و همه و همه را من از ایشان یاد گرفته ام و امیدوارم هرجا که هستند خدا به ایشان سلامتی بدهد.

در مرحله اول 75 بازیکن گیلان برای منتخب گیلان انتخاب شدند. واقعیتش این است که وقتی آمدم و بازیکنان خوب سپیدرود، استقلال رشت و ملوان را دیدم گفتم اینجا با این همه بازیکن خوب جای من نیست و چطور قرار است که انتخاب شوم!؟

بالاخره مرحله به مرحله و هفته به هفته این تیم غربال شد و آخرش دیدم که من جز 11 نفرم!

 

در اولین بازی مقابل منتخب ایلام قرار گرفتیم و با 4 گل این تیم را شکست دادیم که گل ها را حمید منصوری، سیاوش ناصح و حسن حبیب زاده به ثمر رسانده بودند. اولین باری که آقای جهانپور به من میدان داد در بازی با منتخب استان فارس در شیراز بود که کاپیتانش محمد عباسی از مربی های فعلی خود شیراز است. آن بازی من 90 دقیقه بازی کردم و یک برصفر پیروز میدان شدیم.

بعد از آن بازی آقای زهرابی به داخل رختکن آمدند و همانجا به نفرات اصلی 1300 تومان و نفرات ذخیره 500 تومان پاداش دادند.

 

vareh-sport.com: رقیبان تان در آن دوره چه بازیکنانی بودند؟

فریبرز و فرامرز: فرهاد پورغلامی، سید علی محمدی، محمد نبی نیا، بهروز فداکار، پیمان دلخوش و...

 

 

vareh-sport.com: ما که در آن دوره حضور نداشته ایم و فقط شنیده ایم. این قضیه درست است که بازیکنان بین دو شهر رشت و انزلی به طور مساوی تقسیم می شدند ودر این بین یکی دوبازیکن مثل شما هم از شهرهای دیگر انتخاب می شدند؟

فریبرز: در اولین سال تشکیل منتخب گیلان که اساتید من آقایان بهمن صالح نیا و احمد صومی سرمربی بودند، تقریبا به این شکل بوده و بازیکنان بین رشت و انزلی تقسیم می شدند اما وقتی آقای جهانپور آمد این سد شکسته شد.

سیاوش ناصح از چاف لنگرود یا حسن حبیب زاده از شلمان لنگرود و من از آستانه انتخاب شده بودم و اینکه من میگویم همه چیز را از آقای جهانپور یاد گرفته ام به همین علت است.

 

 

vareh-sport.com: از استقلال رشت هم تعریف کنید؛ چطور شد به اینجا آمدید و اولین تجربه کشوری تان چطور بود؟

فرامرز: من مدت کوتاهی را در نوجوانان سپیدرود بودم و بعد از مدتی امیر افتخاری هر دوی ما را به استقلال رشت معرفی کرد و به این تیم پیوستیم. البته من بعد از سربازی که در فجرسپاه بودم به استقلال رشت پیوستم اما در همان زمان با برنامه ریزی که با آقای افتخاری انجام دادیم، تمریناتم را در استقلال رشت انجام میدادم و از آنجا بود که آقای جهانپور من را پسندیدند.

یادش بخیر...آن دوره ما همزمان در سه جام بازی می کردیم، جام حذفی، لیگ گیلان وهم لیگ برتر یا دسته اول و یادم است.

 

فریبرز: یادم است که یک بازی با پرسپولیس در آزادی داشتیم که بد هم باختیم. آن زمان تمام بازیکنان پرسپولیس ملی پوش بودند و این تیم در اوج قرار داشت. ما فکر می کردیم قرار است امید هرندی دروازه بایستد اما نمیدانم که چطور شد که آقای جهانپور، هادی طباطبایی جوان را در درون دروازه قرار داد.

مربی پرسپولیس علی پروین بود و بازیکنانی مثل فرشاد پیوس، کریم باوی، رضا عابدیان، محسن آشوری، مجتبی محرمی، محمد پنجعلی و... همه بازیکنان بزرگی بودند که در حضور 70 هزار تماشاگر بازی میکردند، در حالی که ما تازه آمده بودیم لیگ کشوری و باید در سه جام هم بازی می کردیم. از طرفی تمام بازیکنانمان هم جوان و بی تجربه بودند و اکثرا بین 20 تا 23 یا 24 سال داشتند. تمام بازیکنان آن تیم ما می توانست 7-8 سال در کنار هم بازی کنند و پشتوانه این شهر و استان باشند.

متاسفانه ما همان 30 دقیقه اول بازی با تیزهوشی فرشاد پیوس 3 گل دریافت کردیم و یک جورایی فقط دنبال این بودیم که سوت پایان بازی بخورد.

 

فرامرز: با آنکه من در آن بازی در زمین مسابقه نبودم، اما کاملا حرف های فریبرز را تائید می کنم. اصلا بازیکنان پرسپولیس می دانستند که در کجای زمین باید چطور حرکت و بازی کنند در حالی که تیم ما برای اولین بار در زمین آزادی و لیگ اول ایران بازی می کرد.

 

فریبرز: اما آن نتیجه بد برعکس اینکه فکر کنید تیم ما را کوچک یا ترسو نکرد، بلکه باعث شد که تبدیل به تیم خوبی شویم و در هفته های بعد بتوانیم نتایج بسیار خوبی را هم بدست بیاوریم. مثلا در برابر استقلال در تهران در حالی که یک بر صفر با گل اکبر فرضی پیش بودیم به تساوی یک بر یک رضایت دادیم یا همان پرسپولیس تهران در رشت خودش را کشت تا توانست به سختی ما را با نتیجه دو بر یک شکست دهد که گل ما را هم امیر افتخاری به ثمر رسانده بود. این در حالی بود که آن سال ها اکثر تیم ها برابر آن پرسپولیس قدرتمند چند تا چند تا گل می خوردند.

 

 

vareh-sport.com: از خاطرات خوب و بدتان در استقلال رشت بیشتر برایمان بگوئید..

فرامرز: بهترین خاطره ام مربوط می شود به سانتری که در بازی استقلال رشت برابر تیم ملی شوروی فرستادم و آقای قلی پور توپ را گل کرد و بدترین خاطره ام هم مربوط می شود به بازی جنوب اهواز که در آزادی انجام شد و دو بریک باختیم و در نهایت ازدسته یک (لیگ برتر) به دسته دو سقوط کنیم.

 

فریبرز: بهترین خاطره من هم مربوط می شود به زمانی که توانستیم به همراه استقلال رشت سهمیه بگیریم. سال 68 با مربیگری آقای جهانپور توانستیم در کرمانشاه تیم این شهر را شکست دهیم و نهایتا صعود کنیم.

 

فرامرز: قبل از آن ماشین سازی را در رشت شکست داده بودیم و شب قبلش هم به دیدار آیت الله احسانبخش رفته بودیم که یادش بخیر 100 تومان هم به ما عیدی داده بودند.

 

 

vareh-sport.com: پس از اینکه به استقلال رشت پیوستید با توجه به اینکه رشتی نبودید، برخورد تماشاگران و بازیکنان با شما چگونه بود؟

فریبرز: باز هم آقای جهانپور در این بحث نقش انکار ناپذیری را داشتند. اگر ایشان در تمرینات و بازی ها به ما توجه نمی کردند یا کم توجهی می کردند خوب ما به شهر غریب آمده بودیم و می سوختیم اما ایشان عدالت را رعایت می کردند و اینطور رفتار باعث شد که بازیکنان رشتی و تماشاگران هم ما را پذیرفتند.

بروید از آقایان جهانپور و الطافی که واقعا انسان های با شخصیتی هستند و همینطور قدیمی های دیگر بپرسید که ما هیچ وقت برای فوتبال رشت کم نگذاشتیم و با تمام وجود بازی کردیم و همین بازی های خوب ما باعث شد که بنده به منتخب گیلان دعوت شوم و در بازخورد هم تماشاگران برخورد بسیار عالی و خوبی داشتند.

 

vareh-sport.com: لقب خاصی هم داشتید؟

هر دو می گویند: نه لقب خاصی نداشتیم و به اسم خودمان تشویق می شدیم. معمولا در فوتبال پست هایی مثل مهاجم یا دروازه بان با القاب تشویق می شوند و مثلا به سید رضا بهشتی میگفتند بهشتی شیلاچی.

 

 

vareh-sport.com: حتما در این هفت سالی که در استقلال رشت حضور داشتید دربی های زیادی را هم باید تجربه کرده باشید. چه بین رشت و انزلی و چه بین دو تیم شهر رشت. از این بازی ها اگر خاطره ای دارید بگوئید...

فرامرز: اگر اشتباه نکنم سال 69-70 بود که شاید نزدیک به 20 سال می شد، ملوان در انزلی به تیم های رشتی نباخته بود اما با دو گل شبیه به هم و شوت عیسی هاشمی توانستیم این تیم را در انزلی ببریم. این بازی یکی از شیرین ترین و خاطره انگیز ترین بازی هایی بود که در دوران فوتبالم داشتم. اصلا بعد از آن برد همه گریه می کردند، هم تیم آنها هم تیم ما چون کسی انتظار نداشت این بازی به این شکل رقم بخورد.

در تیم استقلال و در آن بازی، اسماعیل زاهد ویشگاهی، اکبر فرضی، امید هرندی، امیر افتخاری، بهزاد داداش زاده، مهدی تنهایی، امید هرندی، محمد قلی پور، حسن پاکدل، رضا بهشتی و...حضور داشتند.

 

vareh-sport.com: جو آن بازی و کلا بازی های آن دوره چطور بود؟

فریبرز: خوب همیشه در بازی ها رشت و انزلی درگیری و دعوا و ناسزا بوده است.

 

vareh-sport.com: یعنی فحش هم بود؟

فریبرز: آره تا دلتان بخواهد.

 

vareh-sport.com: پس چرا اسم میگذارید که آن موقع فحش نبود و فقط الان فحش است؟!

(همه می خندند) خب به این هماهنگی الان نبوده است.

فریبرز: البته آن موقع حساسیت بین سپیدرود و ملوان بیشتر بود و در بازی های این دو تیم، درگیری ها و فحاشی ها بیشتری بوجود می آمد. آن موقع محمد بوقی ، لیدر پرسپولیس می آمد و برای سپیدرود بوق می زد.

 

 

vareh-sport.com: آقا فریبرز شما هم از خاطرات دربی ها بگوئید...

فریبرز: در آن زمان برای بازی های استقلال رشت و سپیدرود غوغا می شد! اصلا همه بازی ها را میباختی، حتی به یک تیم محلی می باختی اما به سپیدرود نباید می باختیم. تا این حد این بازی برای دو تیم حساسیت داشت...

یادش بخیر زنده یاد خوشکلام همیشه قبل از این بازی ها می آمد و با آن صدای پرجذبه اش چنان تذکراتی می داد که من یکی از او می ترسیدم.

آن تیم سپیدرود را با بازیکنانی مثل علی ناصح، منصوری، ایرج خوالی، سید علی محمدی و علی رخچکا و... را ما با تک گل مهدی تنهایی بردیم.

دقیقه 75-80 آن بازی سپیدرود روی فشاری که آورد، توانست یک پنالتی بگیرد. نمی توانید تصور کنید که ما چه حرارتی برای پیروزی در این بازی داشتیم... علیرضا رخچکا رفت پشت توپ و زود و امید هرندی توپ را به خوبی گرفت... باور نمی کنید من از شادی نمیدانستم دارم چه کار می کنم؛ دویدم سمت امید و دوتا کشیده مشتی به صورت امید زدم (با خنده) ! امید داد زد گفت فریبرز چرا من را میزنی؟! گفتم اصلا نمی دانم دارم چه می کنم (می خندد) .

یک خاطره بد هم از این دربی دارم که آن ها در یک بازی هرگل که پیش می افتادند ما گل تساوی را می زدیم تا سه بر سه شد اما متاسفانه دقیقه 93 بود که علی ناصح با ضربه سر گل چهارم را زد و این بدترین خاطره ام از آن بازی بود. بعد از آن همیشه ما سپیدرود را یا می بردیم یا مساوی می کردیم.

 

vareh-sport.com: چطور شد که از استقلال رشت آن هم هر دو با هم جدا شدید؟!

فریبرز و فرامرز: سال های اول دهه هفتاد تیم به مشکلات مالی خورده بود و حتی صحبت از این شده بود که تحت پوشش تیم کشاورز تهران قرار بگیرد که این قضیه منتفی شد و استقلال برای دو سال شد گاز و بعد از آن هم تحت پوشش شهرداری رشت قرار گرفت که ما دیگر با این تیم همکاری نداشتیم. در واقع مشکلات مالی باعث جدایی مان شد.

 

vareh-sport.com: در حال حاضر فعالیت فوتبالی هم انجام میدهید؟

فرامرز: من هر از چند گاهی با تیم پیشکسوتان بازی هایی را انجام میدهم اما در کار مربیگری یا آکادمی فوتبال به صورت جدی کاری انجام نمی دهم و فقط کمک فریبرز در مدرسه فوتبالی که دارد، هستم.

فریبرز: همانطور که فرامرز گفت حدود 14 سال است که در آستانه مدرسه فوتبال دارم و بازیکنان خوبی را هم حتی در سطح ملی پایه یا بزرگسال معرفی کرده ایم که می توان به حسین ابراهیمی که در حال حاضر در تیم نفت تهران است، اشاره کنم یا مرتضی کاسب زاده که به همراه تیم ملی نوجوانان برای روسیه هم رفته است.

 

 

vareh-sport.com: صحبت از حسین ابراهیمی شد، چطور شد که از مدرسه فوتبال شما جذب پگاه شد او را چطور شناسایی کردند؟

مربی نوجوانان پگاه در آن زمان حسن پاکدل بود که من حسین را به وی معرفی کردم. به حسن گفتم که اگر اینجا (مدرسه فوتبال) بماند، دیگر می سوزد چون میدیدم این بچه چه استعدادی دارد. ناگفته نماند که من خودم در دوره ای که آقای قاسمپور سرپرست بودند، استعدادیاب داماش بوده ام.

 

vareh-sport.com: حرف پایانی.

صحبت مشترک: یک تیم جوانانی در آستانه داشتیم که همان تیم تبدیل به بزرگسالان شد. وقتی این اتفاق افتاد مسئولان آستانه به لحاظ مالی توجهی به این تیم نکردند و با این وجود، تیم یک سال در لیگ برتر گیلان دوام آورد ولی امسال از لیگ خارج شد. خواهش ما این است که مسئولین و شورای شهر آستانه به فوتبال این شهر کمک کنند، چون استعدادهای زیادی در این شهر وجود دارند که متاسفانه به دلیل کمبود امکانات و مشکلات دیده نمی شوند.

در مورد داماش هم باید بگوییم که امسال با چنین شرایطی امیدوارم که تیم حفظ شود. مربی این تیم آقای هرندی هم که استادمان هستند، مطمئن هستیم که تمام تلاشش را کرده که در تیم رفاقت ایجاد کند و امیدواریم که تماشاگران هم همچنان پشت این تیم بایستند.

منبع

مصاحبه با امیر حسین سلامی بخش مهاجم اسبق استقلال رشت و پگاه

مصاحبه اختصاصی وارش اسپرت با امیر حسین سلامی بخش مهاجم اسبق استقلال رشت و پگاه

مصاحبه اختصاصی وارش اسپرت با امیر حسین سلامی بخش مهاجم اسبق استقلال رشت و پگاه

 

 

varesh-sport.com : آقاي سلامي بخش در اول مصاحبه يک بيوگرافي از خودتون براي خوانندگان بفرمائيد.

امير حسين سلامي بخش متولد 1354/11/20 اهل بندر انزلي ، سابقه بازي در تيم هاي نوجوانان آموزش پرورش ،گمرک ، جوانان چوکاي انزلي ، اميدهاي پاس تهران و در بزرگسالان در تيم هاي مس کرمان ، استقلال اهواز ، ملوان و شش فصل هم براي اسقلال شهرداري رشت و پگاه و بعد از آن هم در برق تهران ، هما و شهرداري ياسوج به عنوان آخرين تيمي که در آن بازي کردم حضور داشته ام.

 

varesh-sport.com : چه سال و از کدام تيم به استقلال شهرداري رشت پيوستيد؟

در تيم استقلال اهواز بودم که از سال 1379 توسط آقاي جهانپور دعوت به همکاري شدم و تا سال 1384 هم براي اين تيم بازي کردم .

 

varesh-sport.com : در اين سال ها چند گل براي استقلال شهرداري و پگاه به ثمر رسانديد؟

سال اول براي استقلال شهرداري رشت 8 گل به ثمر رساندم و براي تيم پگاه 25 گل به ثمر رساندم و بعد به شکل قرضي به تيم پگاه تهران پيوستم که در آنجا هم 12 گل به ثمر رساندم و در مجموع براي تيم هاي پگاه و استقلال رشت 45 گل به ثمر رساندم. اولين گل تاريخ پگاه را هم من به ثمر رساندم که در تهران و به فجرسپاه بود.

 

varesh-sport.com : بهترين خاطره اي که در رشت داشتيد ؟

هر پيروزي اي که در رشت کسب مي کرديم به واسطه حضور تماشاگران براي ما شيرين بود . يادم مي آيد بازي پلي آف ليگ يک بود که ما بايد با تيم راه آهن بازي مي کرديم و اگر اين تيم را در تهران شکست مي داديم به ليگ برتر مي آمديم . حدود ساعت دو بعد از ظهر از هتل المپيک حرکت کرديم تا به سمت اکباتان بياييم ، وقتي وارد شهرک اکباتان شديم ديديم که راه بندان شده و پرسيديم که چرا اتوبوس حرکت نمي کند و چه خبر شده است که فهميديم خيل عظيم هواداران رشت کل خيابان ها را بسته بودند، يعني اصلا ما نمي توانستيم به سمت استاديوم حرکت کنيم. به قدري اين صحنه براي من وجد آور بود که اصلا يک لحظه اشک در چشمان من جمع شده بود... اين همه جمعيت را مي ديديم که همه آنها هم کلاه آبي گذاشته بودند و پرچم آبي در دست داشتند . سکوهاي استاديوم راه آهن هم آنقدر تماشاگر به خودش نديده بود که کاملا خاکي بود و اين عزيزان آمدند و آن خاک ها را پاک کردند و به تشويق ما پرداختند و در نهايت هم آن بازي را ما با نتيجه سه بر يک برديم و به ليگ برتر صعود کرديم . چند وقت بعد از آن رفته بودم ترمينال آزادي ، ديدم چند تا از راننده هاي آنجا کلاه هاي آبي پگاه را به سر دارند که از آنها پرسيدم اين ها را از کجا آورديد که گفتند چند وقت پيش پگاه اينجا بازي داشت و بردند و ما هم از اين کلاه ها از آنها گرفتيم (با خنده) .

 

متن کامل مصاحبه در ادامه مطلب...

 

varesh-sport.com : و تلخ ترين خاطره اي که داشتيد؟!

درگيري اي که با مرحوم ناصر حجازي داشتيم از تلخ ترين خاطرات من است که همان سال هم تيم ما سقوط کرد .
آن موقع بودجه تيم ما کم بود و خدا بيامرز مرحوم زهرابي به سختي بودجه تيم را از طرق مختلف مثل شهرداري و شوراي شهر و قرعه کشي که براي ماشين مي گذاشتند و از اين دست هزينه ها تامين مي کردند . خب به طبع اين باعث مي شد که ما بازيکنان خوب زيادي را نداشته باشيم و همين امر باعث مي شد تا مرحوم حجازي از چند تن از بازيکنانش بيشتر از بقيه انتظار داشته باشد که يکي از آن بازيکنان من بودم و وقتي تيم شکست مي خورد بنابردلايلي مثلا ميگفتند اگر شما بيشتر تلاش مي کرديد تيم سقوط نمي کرد و اين در حالي بود که تيم ما آن بنيه لازم را نداشت . ما در خط دفاعي، در دروازه ، در خط هافبک و... مشکل داشت و اينها منجر به شکست مي شد و مطمئنا شکست هم باعث اختلاف خواهد شد.

 

 

varesh-sport.com : آقاي سلامي بخش شما از انزلي به فوتبال رشت آمديد و به هر حال يک سري حساسيت ها بين فوتبالي هاي دو شهر وجود دارد. در اين مدتي که در رشت بازي کرديد رفتار هواداران رشتي با شما به چه شکل بود؟

واقعا احساس غريبي نمي کردم...

 

varesh-sport.com :  پس استقبال خوبي شد. هواداران انزليچي نسبت به اين بازي کردنت در رشت چه عکس العملي داشتند؟

آنها ديدند که من به آن تيم رفتم و با من به آن شکل برخورد شد و اين شد که با من برخورد دوستانه و خوبي را داشتند و هميشه براي من آرزوي موفقيت مي کردند . من را مي گذاشتند پشت دروازه تا روپايي بزنم خب اگر هر کس ديگري هم بود از آن تيم خارج مي شد، بنابراين من هم رفتم به اهواز و بعد از آن آمدم به رشت و دريچه ديگري از موفقيت براي من باز شد و فهميدم که همه چيز علاقه نيست ؛ شايد من بارسلون را هم دوست داشته باشم و جذب اين تيم بشوم اما آيا موفق خواهم بود؟ در رشت به بازي و عملکرد من احترام گذاشته شد و به من اعتقاد داشتند...اينطور شد که من هم در اينجا توانستم موفق باشم .

از اينکه به رشت آمدم پشيمان هم نيستم چون اين تيم و شهر در آن زمان هر امکاناتي را که داشت به من داد و شايد مبلغ ناچيزي از اين راه بدست آوردم ولي شرايط را براي بازي کردنم در اختيار من قرار داد . من الان دوستان زيادي را در شهر رشت دارم که اين براي من خيلي ارزش دارد.

 

varesh-sport.com : يک شعار معروف هم داشتيد يادتان است...؟

به من امير آقاي گل مي گفتند و سلامي شوچنکو و...

 

varesh-sport.com : يک شعاري هم بود که من دقيق يادم نمي آيد ؛ اين امير آبايه ولي رفيق مايه...

بله (با خنده). بعضي از تماشاگران مي گفتند : " امير آبايه اما رفيق مايه " . البته به شما بگويم اين به خاطر صداقتي بود که در دوران بازيگري ام همواره داشتم و مردم اين را احساس مي کردند . تمام خانواده من طرفدار ملوان بودند و اين به اين خاطر بود که همه آنجا زندگي مي کردند . پدر مرحوم من ، برادر من و همه خانواده من هوادار ملوان بودند و الان هم بازي هاي ملوان را دنبال مي کنند چون حق طبيعي آنهاست و تيم شهرشان است و با خاطرات آن زندگي کردند اما بحث بازيگري من متفاوت بود . من واقعا ملوان را دوست داشتم و دارم ؛ وقتي که ازتيم مس کرمان خارج شدم به ملوان رفتم که آن موقع آقاي ايراندوست مربي بودند منتهي به هر دليلي به من بازي نرسيد. حقيقتا من با يک عشق و علاقه زيادي به ملوان رفتم تا در اين تيم بازي کنم اما اين عشق و علاقه و انگيزه را اين ها در من کشتند و من اين خلا را حس مي کردم که چرا نتوانستم در تيم شهرم بازي کنم .

آقاي فيروز کريمي که سرمربي استقلال اهواز بودند به من زنگ زدند و گفتند وضعيتت به چه شکل است که من توضيح دادم و بعد از آن به استقلال اهواز رفتم . در همين استاديوم عضدي يک مسابقه بين استقلال اهواز و استقلال رشت برگزار شد که من در دقيقه 80 براي استقلال اهواز به ميدان آمدم و دقيقه 86 گل زدم که با اين گل علي رغم آنکه استقلال رشت در آن مسابقه بازي بسيار خوبي را از خودش نشان داد و شايستگي برد را داشت ، بازي را واگذار کرد. بعد از اين قضيه بود که تحت نظر مسئولين استقلال رشت قرار گرفتم و بعد از چند جلسه تمرين با تيم قرارداد بستم.

آن زمان آقاي جهانپور سرمربي بودند و بعد از ايشان هم آقاي حاجيلو و آقاي اصغر شرفي و بعد آقاي ميودراگ يسيچ و مجددا آقاي جهانپور و بعد آقاي برند کراوس آلماني و آقاي وينگو بگوويچ که بعد از آن ديگر دوره بازي ما هم در تيم تمام شد. 

 

varesh-sport.com : آخرين بازي شما براي پگاه سابق در چه سال و در مقابل چه تيمي بود؟

اگر اشتباه نکنم آخرين بازي ام در ليگ برتر و با تيم برق شيراز و در شهر شيراز و سال 1384بود .

 

varesh-sport.com : آخرين تيم شما چه تيمي بود؟

شهرداري ياسوج... من قصد داشتم در تهران فوتبال را کنار بگذارم اما تعدادي از دوستانم به من گفتند تو توانستي پگاه کرج و برق تهران را بالا بياوري و اگر مي تواني به ياسوج بيا و به اين تيم هم کمک کن ، گفتم بدنم نمي کشد ولي به هر حال با اصرار دوستان به آن تيم رفتم و آن تيم را هم به ليگ يک آورديم که گفتيم ديگر وقت خداحافظي هست و خداحافظي کردم.

 

varesh-sport.com :  در آن زمان هميشه گفته مي شد که استقلال رشت بعد از پرسپوليس و استقلال تهران بيشترين هوادار را دارد و من يادم است که روزنامه خبرورزشي هم در اين ارتباط تيتر زده بود. از آن هواداران براي ما مي گوييد؟

کاملا درست است. ما يک بازي با ذوب آهن در اصفهان داشتيم که آنجا بازي را با نتيجه 4 بر2 واگذار کرديم که دو گل ما را من زدم ؛ بازي بعدي ما با تيم پاس تهران قرار بود در عضدي وساعت 5 بعد از ظهر برگزار شود ، ساعت 2 بعد از ظهر بود که خبر آوردند استاديوم پر شده است . آن بازي اولين بازي اي بود که من داشتم در رشت انجام مي دادم . يک ساعت قبل از بازي به داخل استاديوم آمدم اصلا باورم نمي شد که براي اين چنين مسابقه اي و از چند ساعت قبل از مسابقه اينقدر جمعيت در استاديوم حضور داشته باشند . حتي براي ورود به ميدان هم به سختي مي توانستيم به زمين بياييم و به جرات مي توانستم بگويم جاي سوزن انداختن نبود و فقط داخل زمين بود که فضا باقي مانده بود.

استقلال رشت حقيقتا تيم دوست داشتني اي بود چون همه بازيکنان با تعصب بازي مي کردند و کسي به پول اهميت چنداني نمي داد. واقعا بحث پول نبود ؛ ما پيراهن دوم نداشتيم ... الان رو به روي اين زمين نشستم و دارم لذت مي برم ولي آن موقع وقتي مي آمديم و اين زمين را مي ديديم تب مي کرديم مخصوصا اگر باران هم مي باريد!!

آن زمان زمين انزلي به شکلي بود که باران که مي آمد آب در زمين فرو مي رفت ولي اينجا باران که مي آمد آب جمع و بدجور گل ميشد و اگر نيمه اول مثلا ما يک تکلي مي رفتيم يا اتفاقي مي افتاد و زمين مي خورديم خيس و گلي مي شديم و براي نيمه دوم ما پيراهن نداشتيم ! بين دو نيمه 11 نفر پيراهن هايشان را در مي آوردند و مي گذاشتند روي سماور که خشک شود ! اصلا به فکر اين نبوديم که پول نداريم ، به فکر اين نبوديم که پيراهن نداريم ، به اين فکر نمي کرديم که داريم با چه کفشي بازي مي کنيم و مي ديدم که هر چقدر که ما براي پيروزي شور و شوق داريم ، هواداران آن را چند برابر مي کنند ! مي ديديم که مثلا زير باران شديد چندين هزار هوادار با چتر بر روي سکوها ايستادند تا ما را حمايت کنند و الان واقعا باورم نمي شود که اين دوران گذشته و الان دارم خاطرات آن زمان را براي شما تعريف مي کنم...

 

varesh-sport.com : با توجه به اينکه روز جمعه مسابقه دربي برگزار مي شود اگر موافق باشيد از اين بازي هم حرف بزنيم. چند بازي در دربي انجام داديد و چند گل زديد؟

فکر مي کنم2 بار در دربي بازي کردم و بقيه دربي ها را به دلايل مختلف مثل مصدوميت از دست دادم و يک گل هم به ثمر رساندم .

 

 

varesh-sport.com : همان گل معروف... از آن گل براي ما بگوييد!

واقعا چه گل قشنگي هم شده بود. يک ضربه ايستگاهي بود که از فاصله 20-25 متري به همين دروازه که شما مي بينيد زدم ( و اشاره به دروازه اي مي کند که پشت آن در ورودي استاديوم قرار دارد ) . وقتي که يک بازيکن به داخل زمين مي رود خيلي از مسائل را فراموش مي کند ... من داشتم به تيم ملوان گل مي زدم ولي خانواده من دوست نداشتند که من گل بزنم چون آنها طرفدار ملوان بودند و اينطور مسائل وجود دارد و براي بازيکنان ديگر هم مطمئنا وجود داشته است .شايد در آينده هم از اين دست اتفاقات براي سايرين بوجود بيايد .

بعد از دربي تهران اين مسابقه باشکوه ترين دربي اي هست که در ايران برگزار مي شود و اگر ظرفيت و گنجايش استاديوم بيشتر باشد يقينا به اين جمعيت اضافه مي شود اما نکته منفي اين مسابقه از نظر مني که در داخل زمين بودم فحاشي هايي بود که هواداران دو تيم بر عليه هم انجام مي دادند در حالي که اصلا چنين چيزي اصلا لزوم نداشت و درست نبود...من احساس مي کنم مسئله بين رشت و انزلي مدت هاست که در بيرون از زمين فوتبال حل شده است و ما شاهد اين هستيم که وصلت هاي زيادي هم بين خانواده هاي رشتي و انزليچي انجام مي شود ، چه روابط و دوستي هايي بين خانواده هاي رشت و انزلي وجود دارد ، چه انزليچي هايي که در رشت زندگي مي کنند و چه رشتي هايي که در انزلي زندگي مي کنند و چه دوستان خوبي هم براي همديگر هستند اما متاسفانه در زمينه فوتبال فکر ميکنم اين مسئله روز به روز به خاطر فرهنگ سازي نکردن جلوه بدتري را به خودش مي گيرد... شعارهاي جديدتري را بر عليه همديگر مي سازند ! من هرگز نمي خواهم بگويم که کدام طرف مقصر هستند و کدام طرف مقصر نيستند... آنجا شهر من است و آنجا زندگي مي کنم و اينجا هم جواني ام را گذاشتم ؛ من با نفس اين کار مخالف هستم  . اين که چه کسي شروع کرد و چه کسي ادامه مي دهد مهم نيست بلکه به نظر من نفس اين کار کاملا زشت و بد است .

 

varesh-sport.com : بعد از آن گل يک شادي منحصر به فرد داشتي و هواداران ملوان هم از دست شما ناراحت شدند.

بله ! آن شادي بيشتر به خاطر آقاي ايراندوست بود . هواداران ملوان ناراحت شدند اما آنها نمي دانستند در دل من چه مي گذرد . شايد من هم آن چيزي را که در درونم مي گذشت را بيش از اندازه به نمايش گذاشتم .

 

varesh-sport.com : اين مشکل بين هواداران دو تيم از ديد شما کجاست و چطور بايد برطرف شود؟

ببينيد مشکل به خاطر مسائل فرهنگي است . يک مثال مي خواهم بزنم و اگر اشکالي نداشته باشد مي خواهم از تيم شهر خودم مثال بزنم ؛ سال گذشته ملوان با تيم پرسپوليس تهران در فينال جام حذفي بازي داشت و آرزوي هر هوادار انزليچي بود که در آن استاديوم حضور داشته باشد . بازي ساعت 5 بعد از ظهر برگزار مي شود و اين جوان تماشاگر از ساعت يک در داخل استاديوم حضور دارد... آفتاب به سرش مي خورد ، تشنه اش مي شود مي ترسد که برود و آب بخورد چون مي ترسد که جايش را بگيرند ، ميخواهد خودش را به سرويس بهداشتي برساند نمي تواند چرا که باز ممکن است جايش را بگيرند! خب اين ها جمع مي شود و تبديل به يک کينه مي شود ، چرا در بازي هاي ديگر آن اتفاقات نيفتاد؟ در اين نوع بازيها که جمعيت زيادي به استاديوم مي آيد و ما امکانات نداريم که در اختيار هوادار بگذاريم و اين درست نيست!

جواني که 4 تا 6 ساعت در چنين شرايطي باشد ديگر نمي تواند آن چنان کنترلي بر روي خودش داشته باشد و فقط منتظر يک جرقه است و اين جرقه را ممکن است هر کسي بزند ... داور ، بازيکن حريف يا بازيکن خودي که يک توپ را بد بزند و از همان جا همه چيز شروع شود . حرف من اين است که ما امکانات را براي تماشاگرانمان فراهم نمي کنم و انتظار داريم! ما بايد يک چيز بدهيم که يک چيزي را هم بخواهيم . زمان به جلو مي رود و مشکلات ما متاسفانه بيشتر مي شود...

 

varesh-sport.com : داربي را با چه نتيجه اي پيش بيني مي کني؟!

نمي توان پيش بيني کرد چون هر دو تيم در حال حاضر دچار يک سري مشکلات شده اند . داماش که دچار يک سري مشکلات مديريتي شده و تعويض مربي داشته و بعد از آن يک مقدار به آرامش رسيده است ؛ ملوان هم که فقط در بازي با استقلال تهران خيلي موفق بود و در بقيه بازيهاي خودش نتوانسته موفق عمل بکند .
اين بازي در انزلي برگزار مي شود و قطعا جو استاديوم ، هواداران و شرايط ميزباني به سمت ملوان است و شايد اين احتمال درصد موفقيت ملوان را بالاتر مي برد اما خب فوتبال غيرقابل پيش بيني است. ان شالله هر تيمي که بهتر بازي کند و از موقعيت هايي که بدست مي آورد بهتر استفاده کند موفق تر باشد.

 

varesh-sport.com : خودتان دوست داريد که کدام تيم برنده شود؟!

نمي توانم در اين مورد پاسخي بدهم!

 

varesh-sport.com : در بين همبازيان همدوره اي تان با چه کسي چه در ميدان وچه در خارج از ميدان راحت تر بوديد؟

با شاهين بني احمد خيلي راحت بودم ولي متاسفانه بعد از فوت بچه اش از او بي خبرم! اصلا نمي دانم کجاست و چکار مي کند...

با افشين چاوشي با وجود اينکه از ما کوچک تر بود روابط خيلي خوبي داشتيم يا مصطفي حاجتي...

 

varesh-sport.com : زوج شما و شاهين بني احمد واقعا زوج خطرناک و خوبي بود...

شاهين روي توپ هاي هوايي خيلي تبحر داشت و من هم بر روي توپ هاي زميني و داخل هجده قدم از نظر بقيه خطرناک بودم و کافي بود توپ در داخل هجده قدم به من برسد تا خطري جدي را بر روي دروازه حريف ايجاد کنم و گل بزنم .

 

varesh-sport.com : چند روز پيش بازي فولاد بود و ماهم توانستيم بعد از سالهاي طولاني طلسم نبردن تيم ها رشتي در مقابل اين تيم را بشکنيم! ياد آن بازي چند سال پيش افتادم که شما در آن بارندگي شديد نيمه اول يک گل جالب زديد...

آره با توپ و کلي آب چند نفري رفتيم داخل دروازه  (با خنده) ! بيشتر اعضاي آن تيم فولاد در تيم ملي حضور داشتند... ما يک بار در دوره مرحوم حجازي و استقلال رشت در اهواز با اين تيم بازي داشتيم که تا دقايق پاياني از اين تيم با نتيجه 3 بر يک پيش بوديم که دو تا از گل ها را هم من زده بودم ولي در دقيقه 90 و 93 دو تا گل خورديم که بازي 3-3 مساوي شد.

يادم است با فجرسپاسي در عضدي بازي داشتيم که هوا هم باراني بود ، توپ را به پشت مدافعان انداختم و از روي سر دروازه بان هم رد کردم که توپ دقيقا افتاد روي شش قدم و يک مقدار کمي هم قل خورد ؛ من و يک مدافع در کنار هم شروع به کورس گذاشتن کرديم که البته دفاع يک مقدار از من جلوتر بود ، منتهي چون من زمين را ميشناختم گفتم که اگر خودم را روي زمين پرتاب کنم از آنجايي که زمين سر است من زودتر از او به توپ مي رسم و اين شد که من خودم را از پشت پرتاب کردم و سر خوردم و تا مدافع آمد ببيند من کجا هستم ديد دارم روي زمين سر ميخورم و با نوک پا رفتم داخل دروازه (با خنده)!

 

 

varesh-sport.com : يادم است يک حرفي هم تيم استقلال تهران بعد از باخت يک بر صفرش در رشت زده بود که ميگفت رئال مادريد هم به اين زمين بيايد نمي تواند گل بزند ...

آره!

ببينيد در آن موقع تيم استقلال تهران هم بيشتر اعضايش در تيم ملي حضور داشتند . آقاي پورحيدري خودش سرمربي تيم ملي بود و آقاي هاشمي نسب ، نوازي، سيروس دين محمدي ، زرينچه و... در تيم ملي حضور داشتند ديگر چه کسي را ميخواستند !

ما در آن بازي بيشتر از هميشه با تمام وجودمان بازي مي کرديم و يک پنالتي را هم آقاي سعيد عزيزيان که دروازه بان ما بودند گرفتند .

 

varesh-sport.com : بازي هم چند بار عقب افتاده بود درست است؟

بله 3 روز بازي عقب افتاد . بار اول که گفتند باران است و نشد ، بار دوم هم باران و باز هم يک روز عقب افتاد بار سوم اگر بازي برگزار نمي شد بايد در يک زمين ديگر برگزار مي شد و با وجود آنکه هوا باز هم باراني بود بازي برگزار شد . واقعا آن سه امتياز در جدول به ما کمک زيادي کرد.

 

varesh-sport.com : حدود يک سالي مي شود که چمن استاديوم عضدي عوض شده و از چمن مصنوعي استفاده مي شود. بعضي ها از اين مسئله انتقاد مي کنند و بعضي ها هم از آن تعريف مي کنند ، شما با توجه به اينکه قبلا در اين استاديوم بازي مي کرديد چطور فکر مي کنيد؟

من فکر مي کنم از وقتي که چمن مصنوعي شده باران هم کمتر باريده (با خنده)

 

varesh-sport.com : بله همینطور است. بعد از يک سال و نيم که در هنگام بازي هاي داماش باران نباريده بود در روز بازي با فولاد يک باران ملايمي باريد!

آن زمان که چمن طبيعي بود ، همش در باران بازي مي کرديم و اگر هم باران نبود زمين تبديل به آسفالت مي شد !

به هر حال داشتن زمين مناسب براي هر تيمي يک غنيمت هست و به رشد فوتبال آن تيم و آن شهر کمک خواهد کرد. بالاخره اين زمين که هر تيمي در آن فوتبال بهتري را ارائه دهد برنده خواهد شد يک حسن هست و ديگر ما هم بايد کم کم از اين حالت که باران بيايد تا برنده شويم يا به زمين آب بدهيم تا موفق باشيم بيرون بياييم.

 

varesh-sport.com : پس اين قضيه که آن موقع به زمين آب مي دادند را تائيد مي کنيد ! (با خنده)

بله هم توي رشت اين اتفاق مي افتاد هم در انزلي !!

خب البته يک دليلش به خاطر سفتي زمين هم بود... اگر مدت زيادي باران نمي آمد يا باد گرم هم مي وزيد اين زمين تبديل به سنگ مي شد و وقتي توپ به زمين مي خورد 20 متر بالا مي رفت و به همين علت يک مقدار آب هم مي دادند به زمين تا راحت تر بشود بر روي آن فعاليت انجام داد.

 

varesh-sport.com : در حال حاضر چه کساني را از تيم داماش لايق حضور در تيم ملي مي دانيد؟

تيم ملي نياز به خون جديد دارد و اگر مثلا سن چاوشي يا رضا مهدوي پايين تر بود از اينها اسم مي بردم ولي خب در حال حاضر من فکر مي کنم محمد آبشک خيلي خوب نشان داده و حسين ابراهيمي هم اگر بتواند بر مصدوميتش غلبه کند مي تواند ملي پوش شود و همينطور عليرضا نظيف کار که واقعا در دفاع عالي عمل مي کند . انشالله تيم که به يک آرامشي به هر لحاظ چه مديريتي و چه فني برسد ، اينها به راحتي مي توانند در کنار تيم موفق باشند.

 

varesh-sport.com : قصد نداريد که دوره مربي گري را بگذارنيد و به عنوان مربي فعاليت داشته باشيد؟!

من الان حدود يک سال است که مدارکم را داده ام تا اگر کلاسي تشکيل شد من در آن شرکت کنم ولي مي گويند هنوز کلاسي تشکيل نشده است! به نظر من استان گيلان با اين ظرفيتي که در آن وجود دارد بايد بسيار فعال تر از اين ها عمل بکند .

 

varesh-sport.com : الان در کجا مشغول به فعاليت هستيد؟

الان دانشجوي رشته تربيت بدني هستم در دانشگاه لنگرود . بستري براي من فراهم نشد که در فوتبال فعاليتم را ادامه بدهم و من هم به همين دليل ترجيح داد اين علاقه مندي ام به ورزش را به اين شکل ادامه دهم . شايد نتوانم چند جوان را تمرين بدهم يا بالاسر يک تيمي باشم که البته با اين اوصافي که من در فوتبال مي بينم شايد همان بهترکه فعلا حضور ندارم اما گفتم لااقل به سواد خودم در اين مورد اضافه کنم . 

 

varesh-sport.com :  فوتبال تان را مديون چه کسي مي دانيد؟

فيروز کريمي .

 

varesh-sport.com :  خيلي  ها از فيروز کريمي تعريف درستي ندارند!

فيروز کريمي من را از ملوان به استقلال اهواز آورد و مرا از نابود شدن در فوتبال نجات داد و من بايد از او نام ببرم! اين که مربي غير بومي مي آيد اينجا و بر عليه بومي ها موضع مي گيرد اين تقصير آن مربي نيست ، اين تقصير آن اطرافياني هست که در اينجا هستند . تقصير بعضي  از کساني است که هر کس به اين تيم مي آيد مي بينيم در کادر آن تيم مقام و پست دارند و چيزي هم مي بينيد که به فوتبال ما اضافه نشده است !

آن وقتي که تيم 3 سال در ليگ برتر باقي ماند مي توانيم بگوييم که يک اتفاقي افتاده است و چيزي اضافه شده است...در زمان ما امکانات نبود اما حالا بازيکن تيم ملي اينجا حضور دارد در زمان ما شايد نهايتا يک بازيکن سطح بالا و يا ملي پوش مي آمد ؛ مثلا پيمان صاحب جمعي يا مثلا سيروس دين محمدي يا راميز محمد اف از استقلال تهران مي آمدند و آن هم فقط به خاطر روابطي که با همديگر داشتند ولي الان مي بينيم محمد غلامي ، ميلاد زنيدپور و يا مهدي مهدوي کيا با کوله باري از تجربه يا آقاي محمد محمدي در اين تيم حضور دارد که حضورشان در هر تيمي غنيمت هست يا حتي خود همين بچه هاي ما هم سطح بسيار خوبي دارند مثل آقاي مهدوي ، چاوشي ، آبشک ، حاجتي ، نظيفکار و...
يک مشکل ديگري که در فوتبال رشت بر خلاف به عنوان مثال انزلي وجود داشت ودارد اين است که ثبات مديريتي نداشته ايم . يک زماني استقلال رشت بود و بودجه را مرحوم زهرابي با بدبختي تهيه مي کرد. بعد شد پگاه... پگاه آمد و کلي خرج کرد و کلي تيم در رشته هاي مختلف تشکيل داد و بعد تعطيل کرد و داد به داماش! خب اينطوري چه کسي ضربه مي خورد؟ هوادار ضربه مي خورد ، بازيکن ضربه مي خورد ، فوتبال آن شهر ضربه مي خورد و اين ها اصلا خوب نيست! من اميدوارم فوتبال رشت و فوتبال گيلان به يک آرامش دست پيدا کند.

 

 

varesh-sport.com : اگر سوال و حرفي بوده که ما نپرسيده باشيم و شما دوست داشتيد از آن حرفي بزنيد بفرمائيد...

من دو سه تا مصاحبه ديدم از برخي از بازيکنان مثل حامد طباطبايي و علي قاسميان در مورد چند نفر از کساني که در تيم حضور داشتند و هميشه بوده اند و من مي خواهم حرف هاي آن ها را تائيد کنم . هميشه براي من اين سوال وجود داشت که چرا در رشت به بازيکنان بومي با يک نگاه سخت گيرانه تري نگاه مي شود؟ چرا مي رفتند و يک بازيکن خارجي يا غير بومي را مي آوردند و فلان قدر به او پول ميدادند؟ آن بازيکنان مي آمدند مثلا 3 بازي مي کردند و ديگر کارايي نداشتند و آنوقت به بومي ها که من هم جزوشان بودم مي گفتند برويد داخل زمين و جبران کنيد و بازي کنيد و مي گفتند ما در قرارداد سال آينده شما جبران مي کنيم...!  هميشه براي من اين سوال وجود داشت که چرا اين افراد در رشت حضور دارند و چرا اين رفتار را انجام مي دهند با بازيکنان بومي شان؟! چرا اينقدر سخت مي گرفتند به بومي ها؟! من فقط مي گويم حرف هاي آن بازيکنان را تائيد مي کنم.

 

varesh-sport.com : بعد از اينکه فوتبال را کنار گذاشتيد آيا رسانه اي به سراغ شما آمده ...؟

نه چندان اين اتفاق نيفتاده است . به هر حال خاطرات هر کس براي خودش و براي کساني مثل شما که علاقمند به شنيدن است شيرين است .

 

varesh-sport.com : اين حرکت وارش اسپرت را به چه شکل مي بينيد؟

واقعا بسيار حرکت خوبي است . من آمدم داخل سايت تان و مصاحبه هاي قبلي تان با پيشکسوتان را خواندم ... ببينيد آقاي جهانپور از چه چيزي مي ناليد؟ آقاي هرندي از چه چيزي مي ناليد؟ آقاي ناظمي از چه گلايه داشت؟! پس حتما يک مشکلي وجود دارد...

آقاي هرندي گفتند آمدم داخل رختکن و گفتم قرارداد امضا کنم و گفتند نه! خب پس شهر رشت کي بايد به عناصر خود ميدان دهد؟ تا کي دينورزاده ها ، تا کي يسيچ ها تا کي کراوس ها  و....؟! بله فوتبال رشت شايد مثل کره اي ها و ژاپني ها دارد عمل مي کند و نامي ها فوتبال را وارد فوتبال شهرش مي کند ولي آيا در کنار اين ها سازندگي هم انجام مي دهد؟ چهار تا مربي را در کنار اين ها قرار مي دهد که از کنار کار کردن با اين مربيان خودش توانايي اين را داشته باشد که سرمربي يک تيم شود؟

 

varesh-sport.com : و حرف هاي پاياني شما با هواداران فوتبال گيلان...

از هواداران و مردم رشت که هر جا من را مي بينند مورد لطف و محبت خودشان قرار مي دهند از صميم قلب واقعا تشکر مي کنم . به هر کجا از اين شهر که مي روم آنهايي که من را مي شناسند جاي خود، حتي آنهايي که از من اسمي را هم شنيده اند واقعا به من محبت دارند و اين احوال پرسي ها نشان مي دهد که من در اين تيم بيهوده حضور نداشته ام و مردم قدردان هستند و از اين بابت بسيار خوشحالم . مشکلات در همه تيم ها وجود دارد و نمي شود که شما شش سال در يک تيم باشي و هميشه همه چيز خوب باشد يا بد ولي همين که ما گهگداري با آقاي جهانپور يا آقاي هرندي و يا آقا ناظمي مي آييم سر تمرين اين تيم و به ما مي گويند بالا نرو و بيا همينجا روي نيمکت بنشين ، همين هم براي ما يک دنيا ارزش دارد.

اميدوار هستم که تيم داماش بتواند امسال خودش را در ليگ حفظ بکند و بر اين مشکلات مالي و مديريتي خودش هر چه سريعتر غلبه کند و به يک آرامش دست پيدا کند. در مورد ملوان هم اميدوار هستم که مثل گذشته براي هوادارانش موفق عمل کند چون خيلي ها هستند که با نتايج اين تيم زندگي مي کنند و روي زندگي شخصي آنها هم تاثير گذار هست و من هم اميدوار هستم که آنها با نتايج خودشان هوادارانشان را خشنود کنند. به هر حال من افتخار اين را داشتم که پيراهن هر دو تيم را بپوشم و از اين بابت خوشحال هستم.

منبع

مصاحبه با مهدی تنهایی پیشکسوت تیم استقلال رشت

مصاحبه اختصاصی وارش اسپرت با مهدی تنهایی پیشکسوت  تیم استقلال رشت

مصاحبه اختصاصی وارش اسپرت با مهدی تنهایی پیشکسوت تیم استقلال رشت

 

 

varesh-sport.com : قبل از هر چيز قهرماني تيم پيشکسوتان شهرداري رشت را به شما تبريک ميگوييم. خودتان را براي خوانندگان وارش اسپرت - تارنماي هواداران داماش گيلان معرفي بفرمائيد.

مهدي تنهايي هستم متولد سال 1344 و 46 ساله هستم . فوتبالم را از سال 59 در تيم ايرانمهر رشت آغاز کردم و پس از آن در تيم پلاستيک شمال رشت بازي کردم  و بعد از آن استقلال رشت و سپس در تيمهاي چوکا تالش و آب منطقه اي گيلان بازي کردم و در آخر هم فوتبالم را در تيم شهرداري رشت به پايان رساندم.

 

varesh-sport.com : از فوتبالتان در استقلال رشت براي ما تعريف کنيد...

آن زمان ليگ برتر نبود و مي خواستند بعد از سالها ليگ يک را بعد از جام تخت جمشيد تشکيل بدهند و ما در اولين تيمي که از شهر رشت در اين رقابت ها شرکت داشت حضور داشتيم. رشت براي اولين بار صاحب سهميه شده بود و اين باعث افتخار ما بود و هميشه هم به اين قضيه افتخار مي کنيم که با اين تيم در ليگ حاضر شده بودم. آقاي جهانپور مربي تيم بود و بازيکنايي نظير آقاي بهزاد داداش زاده ، هادي طباطبايي ، آقاي سيد علي افتخاري ، اقاي احمد پاک نژاد، اسماعيل زاهد و... از جمله بازيکناني بودن که در آن تيم استقلال رشت که بعدها شد استقلال شهرداري ، پگاه و داماش حضور داشتند و در واقع ريشه اين تيم ها از همان استقلال رشت بوده است . شايد اسم بعضي ها را که سالهاي سال براي اين فوتبال زحمت کشيدند را از قلم انداخته باشم که اميدوارم شما سراغ آنها هم برويد؛ کساني که واقعا براي فوتبال رشت زحمت کشيده اند ...

 

متن کامل مصاحبه در ادامه مطلب..

 

varesh-sport.com : جام پيشکسوتان را چطور ديديد؟

جام پيشکسوتان در دو گروه چهار تيمي برگزار شد که در گروه ما تيمهاي آستانه ، لنگرود و سپيدرود حضور داشتند. در دور بعد با پيشکسوتان ملوان بازي کرديم که تلفيقي از بچه هاي کليور آن زمان و ملوان بود که بازيکناني مثل حميد محمديان ، غديربحري و ... در آن حضور داشتند . کليور از مناطق فوتبال خيز انزلي بوده است . و بازي فينال اين مسابقات را هم همانطور که مشاهده کرديد توانستيم در ضربات پنالتي از آن خود کنيم و قهرمان شويم . من بسيار اميدوارهستم که اين جام پيشکسوتان همچنان ادامه داشته باشد و يک انتقادي هم که در طريقه برگزاري اين مسابقات وجود دارد اين است که نبايد در آن شرايط سني را 45 سال به بالا بگذارند را که بازيکن درسن 35 ، 36 سالگي فوتبالش تمام ميشود و چهرا پنج سال ديگر که بگذرد 40 سال مي شود  و براي بچه هاي پيشکسوت يک مقدار سخت بود که مي ديدند بعضي از بچه ها دوست دارند بيايند بازي کنند و نمي شود.

 

varesh-sport.com : بازيکناني را که مدنظرتان است و نتوانستند بازي کنند را نام مي بريد؟!

آقاي همايون دهقان زاده ، حسن پاکدل ، افشين ناظمي ، سيد رضا بهشتي و... اين ها بچه هايي بودند که سنشان بالاي چهل بود اما زير چهل و پنچ سال!

 

varesh-sport.com : برگزاري چنين مسابقاتي را مفيد مي دانيد؟

100درصد مفيد است ؛ يکي از آرزوهاي من اين است که يک کانون پيشکسوتان در رشت درست کنند و براي اين کار چندين و چند بار هم به هيات مراجعه کردم . از آنجايي که شهر انزلي شهر کوچکي است تمام پيشکسوتان به نوعي در آن جمع هستند ولي شهر ما بزرگتر و کلانشهر شده است و خيلي از بچه هاي پيشکسوت مشکلاتي دارند که اگر اين کانون تشکيل بشود مي تونيم آن ها را دور هم جمع کنيم و بتوانيم کارهاي زيادي را به کمک هم انجام دهيم .

اين مسابقات هم انگيزه اي بود که بچه ها دور هم جمع شوند اما من خيلي دوست دارم که هيات فوتبال براي تشکيل اين کانون اقدام کند که بايد در فرصتي مناسب با حاج آقا الماس خاله در اين خصوص صحبت کنيم . حتما شما ميدانيد که در زمان ما اصلا پول چنداني در فوتبال نبوده است. مثلا 400 تومان ميگرفتيم ولي قيمت يک پيکان 1500 بود ولي الان فوتباليست ها يک قرارداد مي بندند وهم خونه و هم ماشين را با هم مي خرند. منظورم اين نيست که نبايد پول بگيرند و اين پول هم حقشان است بايد بگيرند چون زحمت مي کشند ولي حرف من اينجاست که به هر حال در زمان ما چنين چيزي نبوده است و ما بايد به فکر کساني باشيم که سالهاي سال براي اين فوتبال زحمت کشيدند ولي الان هيچ سودي از آن نمي برند ! من اميدوارم که اين مسئله را به هر طريق ممکن انتقال دهيد و در رسانه ها هم عنوان کنيد که کانون پيشکسوتان  را تشکيل بدهند... نه آن کانون پيشکسوتاني که چند سال يک اتاق برايش گذاشتند و درش هم باز نمي شد !!

 

من يک بار آمدم به آقاي شاملي گفتم که ايشان براي اينکار علاقه نشان دادند ولي متاسفانه هيچ کاري انجام نشد . اگر اين کار صورت بپذيرد خيلي از پيشکسوتان مي توانند به فوتبال اين شهر کمک بکنند ، ضمن اينکه فوتبال هم وظيفه اش اين است که به اين پيشکسوتان کمک کند . يک زماني اينجا نه چمن مصنوعي وجود داشت و نه استاديوم به اين شکل بود اما همان موقع 20 هزار نفر به استاديومي مي آمدند که گنجايشش 10-12 هزار نفر بود و همان بازيکناني در آن بازي مي کردند که الان در گوشه اي هستند و کسي هم سراغي از آنها نمي گيرد...

 

varesh-sport.com : شما در تيم ملي هم حضور داشتيد؟

در تيم ملي جوانان بودم ولي بعدها در تيم بزرگسان حضور نداشتم

 

varesh-sport.com : براي جوان ترها که بازي شما را نديده اند بگوئيد در چه پستي بازي مي کرديد و نوع بازي شما به چه شکل بوده است؟

ما آن موقع با سيستم 3_3_4 بازي مي کرديم و بعدها 2_4_4 و 2_5_3  هم بازي کرديم . من هميشه گوش راست بازي مي کردم و يکي از خصوصياتم اين بود که علي رغم پستم گلزن خوبي بودم و اگر شما برويد و در تاريخچه استقلال رشت و يا آن دو سالي که در چوکا بودم نگاه کنيد مي بينيد که کمتر از مهاجمانمان گل نزده ام !

 

 

varesh-sport.com : بهترين هم بازي شما در آن دوره چه کسي بود آقاي تنهايي؟

بهزاد داداش زاده که البته دو ، سه سال اينجا بود و بعد تهران رفت و آقاي قلي پور... در انزلي آقاي حاج عليزاد و آقاي محمود فکري بودند که به نظرم يکي از بهترين هافبکهاي ايران هم بوده اند که الان بازنشسته شدند . آقاي سيد علي افتخاري ، هادي طباطبايي که البته آن زمان سنش خيلي کم بود ...

 

varesh-sport.com : آقاي تنهايي شما که اسم همه را گفتيد...!! ( با خنده)

خب همه خوب بودند و نمي شود که اسم يک نفر را بياورم

 

varesh-sport.com : با کدام يک بيشتر از بقيه هماهنگ بوديد؟

من با آقاي قلي پور راحت تر بودم چون هم در داخل زمين و هم بيرون از آن با هم بوديم و البته آقاي پاک نژاد... اين دو نفر از کساني بودند که هم در داخل زمين و هم بيرون از آن با هم رفاقت داشتيم

 

varesh-sport.com : در حال حاضر کجا مشغول به کار هستيد؟

کارمند شهرداري رشت هستم . مسئول صدور پروانه شهرداري منطقه يک .

 

varesh-sport.com : مهندس هستيد ، درست است؟

بله ، مهندس عمرانم .

 

varesh-sport.com : بهترين خاطره ورزشي شما...

يکي از بهترين خاطرات من و بازيکنان هم دوره اين بود که آن موقع تيم المپيک شوروي براي برگزاري چند مسابقه به ايران آمده بود و بازي هايش را از تهران آغاز کرد ؛ تيم ملي را در تهران برد و بعد از آن رفت مازنداران و به تيم آنجا 3-4 گل زد و بعد هم به ملوان چهار گل زده بود و با ما بازي داشتند... واقعا تيم بسيار قوي اي بود که بعدها تمامي بازيکنانشان به تيم ملي بزرگسالان شوروي سابق رفتند و ما هم فقط مي خواستيم تعداد گلي را که دريافت مي کنيم بيشتر از تيم ملوان نباشد ولي خوشبختانه خدا کمک کرد و آن بازي را با نتيجه دو بر صفر دو برديم و بعد از بازي هم کل رشت جشن و پايکوبي بود . خاطره ديگر هم که همان سالي بود که استقلال رشت توانست براي اولين بار سهميه ليگ کشوري را بدست بياورد

 

varesh-sport.com : و تلخ ترين خاطره ورزشي شما آقاي تنهايي؟

يک سال ما همزمان هم در ليگ گيلان حضور داشتيم و هم در ليگ کشور . آن موقع به شکلي برنامه ريزي کرده بودند که اگر يک تيم ميخواست در ليگ کشوري سال بعد بازي کند بايد در ليگ گيلان هم قهرمان مي شد و از آنجايي که ما همزمان در دو ليگ حضور داشتيم و بازي مي کرديم در ليگ گيلان ملوان اول شد، سپيدرود دوم و ما هم سوم شديم که به اين شکل سپيدرود به جاي ما به ليگ کشوري سال بعد رفت! يعني با وجود اينکه ما سهميه را حفظ کرده بوديم ولي چون در ليگ گيلان سوم شده بوديم ،سپيدرود به جاي ما به ليگ کشوري رفت که اين تلخ ترين خاطره من بود.

 

varesh-sport.com : خب هميشه بين تيمهاي رشت و ملوان رقابت و کري خواني وجود داشته است اما کري خواني هايي هم بين دو تيم همشهري استقلال رشت آن زمان و سپيدرود هم وجود داشت در اين مورد بفرمائيد...

واقعا همين کري خواندن ها باعث شده بود که فوتبال رشت رشد کند و همان سال ها بود که آقاي سيد علي افتخاري ، آقاي داداش زاده و طباطبايي به تيم ملي رفتند و همينطور آقاي ناظمي که در تيم ملي اميد حضور داشتند ؛ يعني به نوعي ما در تمام رده ها ملي پوش داشتيم و همين رقابتها بود که باعث پيشرفت شده بود .

اگرچه آن موقع خرج چنداني در تيم ها وجود نداشت و ما با جان و دل بازي مي کرديم ولي اين يک سري از سرمايه دار ها بودند که از تيم حمايت مي کردند و از جيب خرج مي کردند، مثل الان نبود که يک شرکت يا سازمان خرج تيم ها را به دست بگيرد و جا دارد از امثال آقاي خوشکلام ، آقاي اکبري ، آقاي الطافي و... يادي بکنيم که اين ها بودند که از جيب خرج مي کردند و تيم را حفظ مي کردند. 

 

varesh-sport.com : سال هاست که رشت ملي پوشي نداشته ؛ چطور انزلي در اين زمينه توانسته چند ملي پوش معرفي کند اما رشت نتوانسته؟

چون در رشت فقط يک تيم را داريم!

قضيه انزلي با اينجا متفاوت است ... در آنجا کل شهر براي ملوان کار مي کنند يعني اگر بازيکن خوبي در تيم ديگر باشد باز هم به ملوان مي آيد اما شهر رشت به اين شکل نيست... ما در رشت استعداد اين را داريم که دو تا تيم داشته باشيم ولي متاسفانه از وقتي تک قطبي شديم ديگر چندان بازيکني را نتوانسته ايم معرفي کنيم. بعد از مهدوي و افشين چاوشي ها نسل بعدي ما چه کساني هستند؟! شايد باشند اما انگشت شمارند...

 

varesh-sport.com : حسين ابراهيمي و ابشک...

حسين ابراهيمي که در اين فصل چندان بازي نکرده است و در مورد آبشک هم او بازيکن خوبي است و توان اين را دارد که رشد کند به شرط آنکه بخواهد و دنبال مسائل حاشيه اي هم نرود اما سوال من اين است چرا فقط دو نفر؟ شما بايد از 10 بازيکن اسم ببريد!

الان به انزلي نگاه کنيد که چند بازيکن دارد که ميتواند برود و در تيمهاي ديگر بازي کند؟! ما بايد پشتوانه سازي بکنيم ، ولي متاسفانه يکي از مشکلات اصلي ما تيم هاي پايه ماست . خود بنده سالهاي قبل قرار بود مربي تيم جوانان استقلال رشت شوم بعد يک نفر که مي نشست و فوتبال را تماشا مي کرد را به من ترجيح دادند! او را سرمربي جوانان استقلال رشت کردند و مني که مربيگري رده B آسيا را گذرانده بودم اينکار را کنار گذاشتم چرا که از فوتبال زده شدم . نمي خواهم از خودم بگويم اما کساني را داريم که مي توانند بيايند و در رده هاي پايه کار کنند. متاسفانه از روي سليقه انتخاب مي کنند و بهترين ها را انتخاب نمي کنند . ببينيد تيم پايه خيلي مهم است و يکي از مسائلي که انزلي فوتبالش رشد مي کند اين است که مربيان تيمهاي پايه اش از بازيکنان پيشکسوت ملوان هستند اما تيم هاي پايه ما....

 

 

varesh-sport.com : اسطوره فوتبال رشت از نظر شما چه کسي است؟

به نظر من خدا بيامرز آقاي مهرداد هوشنگي اسطوره فوتبال رشت بودند که چند سال پيش در سانحه تصادف رانندگي دار فاني را وداع گفتند. ايشان چه از نظر اخلاقي و چه از نظر فوتبالي خوب بودند و يکي از بازيکنان برتر منتخب گيلان بودند .

 

varesh-sport.com : به داربي گيلان نزديک مي شويم ؛ يکي از خاطرات خودتان از اين مسابقه را بفرمائيد...

یک بازي در ليگ کشوري با ملون داشتيم که در استاديوم عضدي برگزار مي شد . آقاي پورغلامي که الان مربي آن تيم است ، دفاع وسط شان بود و مني هم که هميشه هافبک کنار بازي مي کردم از آنجايي که هافبک وسط ما آسيب ديده بود آقاي جهانپور من را هافبک وسط گذاشتند . آن روز آقاي پورغلامي يکي از بهترين بازيکنان تيمش بود و من هم از بازيکن خوب تيم مان بودم ؛ دقيقه 75 بازي بود که ما با همديگر درگير شديم و آقاي عسگري هم ما دو نفر را از بازي اخراج کرد.. نکته جالب اين بود که ايشان از خوش اخلاق ترين بازيکنان تيمش بود و من هم شايد از 10 تا بازي يک اخطار مي گرفتم ولي در آن بازي با هم درگير شديم و هر دو هم کارت قرمز گرفتيم ( با خنده ) . آن بازي استاديوم کاملا مثل هميشه ظرفيتش پر شده بود و بازي هم در نهايت صفر _ صفر مساوي شد.

 

varesh-sport.com : آن زمان حواشي بازي بيشتر بود يا الان ؟

نه خب در آن زمان اين همه رسانه و روزنامه نبوده است ولي در داخل استاديوم متاسفانه جو اصلا خوب نبوده است و اين فحاشي ها هميشه وجود داشته است که معلوم نيست چطور بايد آن را رفع کرد.

 

varesh-sport.com:برنده دربي گيلان که جديدا به آن ال گيلانو لقب داده اند را کدام تيم مي دانيد؟

اين احتمال را مي دهم که بازي با نتيجه مساوي تمام شود و البته مساوي همراه با گل چرا که کمتر اتفاق افتاده در انزلي بازي بدون گل خاتمه پيدا کند.

 

varesh-sport.com : حمايت هواداران رشتي در هفته هاي آغازين ليگ را به چه شکل مي بينيد؟

من بازي ها را از تلويزيون تماشا کردم اما ميخواهم بگويم اگر تيم خوب بازي کند و بازي را هم واگذار کند فوتبالدوست هاي ما به خوبي اين مسئله را مي فهمند و تيم را تشويق مي کنند...در زمان ما هم به همين شکل بود و گاها بازي را واگذار مي کرديم اما همه ي هوداران تشويقمان مي کردند . در رشت اگر تيم خوب بازي کند و بازيکنان در حدو اندازه خودشان ظاهر شوند، مطمئنا تماشاگران تا لحظه آخر تيم را تشويق ميکنند اما اگر ببينند بازيکنان بي انگيزه بازي مي کنند به تيم پشت خواهند کرد.

 

varesh-sport.com : مديريت امير عابديني و داماش را در اين سه سال چطور ديديد؟

بسيار مثبت ديدم و به نظر من مدير موفقي هستند. تيمي که افتاد را توانستند دوباره بالا بياوردند که اين واقعا کار بسيار سختي است ضمن اينکه تعويض هايي را که در بخش مربيان انجام داده اند خوب بوده است و از نظر من چنين مديراني را بايد در رشت حفظ کرد .

 

varesh-sport.com : دليل بي انگيزگي که مسئولان نسبت به داماش نشان مي دهند را در چه چيزي مي بينيد ؟ مگر داماش هم نماينده اين استان نيست؟ به عنوان مثال آقاي استاندار پول رضايت نامه رافخايي را به ملوان مي دهد و يا بعد از بازي با تيم استقلال تهران به آنها پاداش مي دهد اما مسئولين هنوز پولي را که داماش براي تعمير استاديوم عضدي خرج کرده است را نداده در حالي که به نظر مي رسد تيم در شرايط مالي نامناسبي به سر مي برد.

دليلش اين است که ملوان هميشه و از همان قديم هم اين صحبتش بوده است که پول ندارم ، کمک نميشه و تيم بي بضاعت استان هستيم در حالي که داماش از وقتي که آمده و تيم را بدست گرفته است تبليغات زيادي کردند که تيم سرمايه داري هستند و به همين علت مسئولين ميگويند شما که داريد پس به اين تيم کمک کنيم ؛ ولي اين نبايد به اين شکل باشد که انگيزه بازيکنان از آنها گرفته شود و اگر مي خواهند حمايت کنند بايد از هر دو تيم اين حمايت را انجام بدهند اما من فکر ميکنم شايد دليلش همين باشد که ميگويند ملوان بودجه ندارد پس به آنها کمک کنيم .

 

varesh-sport.com : آيا اين درست است !؟

نه خب درست نيست . يک ممدير در کارش بايد راهکارهاي مختلفي داشته باشد. اگر به آنها کمک مالي کمک مي کند بايد به اينها هم يک جور ديگر انگيزه بدهد. من اين کارشان را انکار نمي کنم ، خوب ملوان پول ندارد و بايد به آنها کمک شود ولي نه اينکه بچه هاي داماش را فراموش کنند !

 

varesh-sport.com : آيا در زمان شما هم چنين کمک هاي وجود داشت ؟

نه ، واقعا نداشت و هميشه از مردم پول مي گرفتند و اين خود هيئت مديره بود که پول جمع مي کرد. خدا بيامرز آقاي زهرابي تا آن موقع که در قيد حيات بودند به تيم انزلي هم کمک مي کردند ، ولي اين نوع کمکهايي که بخواهند به بازيکن انگيزه بدهند وجود نداشت . الان بعضي ها مي آيند و ميگويند در دوران شما پول نبود و شما با جان و دل بازي مي کرديد ولي الان چرا بازيکنان اينقدر پول مي گيرند؟! به نظر من بازيکنان الان بايد بگيرند و اينکه ما پول نمي گرفتيم دليل نمي شود که الان آنها هم پول نگيرند ؛ ولي بايد روي اصول پول بگيرند نه اينکه يک بازيکن پول کلان بگيرد ولي بخواهد در زمين راه برود! اين اصلا مورد قبول هوادار نيست... بايد به بازيکنان انگيزه داد ولي يک مدير بايد بداند که در چه زمان بازيکنان را تشويق کند و در چه زمان تنبيه... به اين مي گويند مديريت صحيح.

 

 

varesh-sport.com : وارش اسپرت حال که بيش از 13 ماه فعاليتش گذشته به عنوان بزرگترين تارنماي ورزشي شمال ايران برگزيده شده است و از طرفي وابستگي به هيچ شخص و يا ارگاني هم نداريم. در طول اين مدت همواره يکي از سياست ها ما احترام به پيشکسوت ها و مصاحبه با آنها بوده است و تنها رسانه اي در استان گيلان هستيم که با پيشکسوتان مصاحبه مي کنيم و فلش بکي به گذشته مي زنيم... کاري که متاسفانه رسانه هاي ديگر انجام نمي دهند نظر شما در اين خصوص چيست؟

من با دوستان زيادي چه از بچه هاي انزلي ، چه از مربيان آقاي جهانپور و آقاي احمد صومي و چه با اکثر بازيکنان ارتباط دارم . من خودم يک گوشه ايي هستم و هميشه دوست داشتم که به پيشکسوتان بهاي بيشتري بدهند. اينکه هر ارگاني يا هر فردي گذشته خودش را فراموش کند راه به جايي نخواهد برد ... من هيچ احتياجي به فوتبال ندارم و شکر خدا شغل و دفتر خودم را دارم و الحمدالله در اين زمينه هيچ مشکلي ندارم . شما اگر بيايد دفتر من اکثرا پيشکسوتان حضور دارند ولي من هميشه حسرت مي خورم که هيچ جايي براي آنها ايجاد نکرده اند و کمتر کسي است که به آنها اهميت بدهد . خيلي خوشحالم که شما آمديد و يک چنين کاري را انجام مي دهيد و از پيشکسوتان يادي مي کنيد ؛ اين را هرگز به اين علت نمي گويم چون سراغم آمديد... من بيشتر دوست دارم شما با پيشکسوتاني مصاحبه کنيد که يک گوشه ايي هستند و در جمع هم نيستند .

 

varesh-sport.com : شما چه کساني را براي مصاحبه هاي بعدي ما پيشنهاد مي کنيد؟

آقاي عاشوري ، آقاي زاهد ويشکايي ، آقاي پاک نژاد ، آقاي قلي پور که الان کارمند مخابرات اند .

 

varesh-sport.com : چه صحبتي براي نسل حاضر تماشاگران و بازیکنان داريد؟

در مورد تماشاگران ، ما تماشاگران فهيمي داريم و نيازي به صحبت هاي من ندارند ولي من هميشه گفته ام که بازيکنان مي توانند به نوعي به تماشاگران خط بدهند. مثلا يک بازيکن بيايد و در داخل زمين درگير شود مطمئنا به بيرون زمين هم کشانده مي شود. هرگاه بازيکنان ما توانستند فرهنگ ورزشي را در زمين رعايت کنند مطمئن باشيد تماشاگران ما هم خط مي گيرند .

من توصيه ام با بازيکنان جوانمان اين است که حاشيه ها را کنار بگذارند و به فکر خوب بازي کردن خودشان و فوتبال سالم باشند. متاسفانه اينطور حاشيه ها را در کشورمان زياد داريم ... نمي خواستم اسم ببرم ولي به عنوان مثال فرق بين رضا مهدوي و بازيکنان ديگر اين است که رضا دارد سالم فوتبال بازي ميکند و من هر وقت فوتبال رضا را ديدم هميشه جزو خوب هاي زمين بوده است. توصيه من به بازيکنان جوون اين است که تا وقتي دارند فوتبال مي کنند ، سالم فوتبال کنند.

 

varesh-sport.com : وارش اسپرت هميشه به زبان مادري گيلاني ها احترام گذاشته است، حرف آخر شما با مردم ديار گيل و ديلم با زبان شيرين گيلکي...

من اول تماشاچيانا بگم که از أ تيم حمايت بکنيد و از أ شهر بخاطر أنکه در هر شرايطي ، چي برد و چي باخت دوست دارم تماشاچيان باييد و تا اخرين لحظه از خوشان تيم حمايت بکنيد . از فوتباليستانم خواييم تا آخرين لحظه براي خوشان شهر با تمام وجود بازي بکنيد . بعضي بازيکنان ايساييد که از خوشان پا ترسيد از فلان چيز ترسيد که البته کمن . قديميان امرا گفتيد تعصب تعصب ، حالا که امان پيشکسوت ببوستيم الان دانيم تعصب يعني چي . تعصب يعني نسبت به شهر خودت ، نسبت به او مبلغي که فيگيفتاندري از نظر اصول ورزشي ، هتو که ايتا کارمند پول فيگيره خو کارا درست انجام فده فوتبالستم بايد خو کارا درست انجام فده . من از أمي فوتباليستان خواهش کنم با دلو جان بازي بکنيد براي أ شهر .

منبع